در صورتی که شعله آتش به سمت بالا کشیده شد مکش دودکش به صدق فعالیت می کند البته اگر تغییری در شعله تولید نشود و شعله به سمت اتاق برگردد، نشان دهنده همین می باشد که مکش دودکش به صحت کار نمی کند. اونم فردا میره به یکسری نفر دیگه تو دانش کده میگه اینجوری کلیه جا مالامال میشه که بهروز میگه نیکی گندم خانم علم آموزی کرده هستش باستان شناسی میخونه تو خودش نگه میداره به کسی نمیگه. معاون میخند و میگه بله فیروز میگه اگه هستی حاضرشو که بریم و باهم به سمت کله پزی می روند.بهروز تو مسیر رسوندن نوپا ها به کله پزی ماجرای بی منزل شدن افروز و نصرت روش لو می‌دهد و افروز اصلی حالی بد تو ماشین میشینه و ناله میکنه عفت عملکرد میکنه آرومش کنه و فیروز به بهروز سر میز میگه یه آدم می بایست خیلی عملکرد کنه تا به میزان تو نفهمه تو چجوری انقد نفهمی؟ هست که به تبع پتانسیلهایی که در اختیار دارد، گاه به سوی دیگر گونه های کمدی هم متمایل میشود. گندم قبل از رفتنش به قالیشویی به بهروز میگه شما از من خوشتون میاد؟ خانم گماسایی میگه صرفا اقا بهروز بی زحمت قبل منزل دوستم کنار یه ای تی ام وایسین هم عمل بانکی انجام بدم نیز نقد بردارم دست خالی قابل انعطاف خونه دوستم. قصه:دودکش داستان خیلی از آدم های تراز جامعه هست که اساسی مسائل متمایز مشغول می شوند اما در کنار جامعه، خانواده نیز در این سریال جایگاه ویژه ای دارد. سریال دودکش هم قلیل از همین عناوین نداشت و به عبارتی موقع تکیه سخن هایی به خصوص از زبان فیروز بین مردمان پخش شد که تا امروز نیز خیلی ها از همین تکیه صحبت هارا استفاده می کنند. بهنام سپاس در این سریال نقش پزشک نیما افشار را بازی کرد که در در بین مشکلات خود اهمیت بیماران مختلف و مشکلات فردی اش گرفتار شده بود. خاله میگه پول درمان دیده پسرته من که لازمش ندارم اگه زنده نبودم خیرات کنین اگه زنده بودم که خودم میام بعدا هروقت لازم داشتم میگیرم ازت، فیروز پولو تو جیبش میزاره و سپاس میکنه و خاله میره. خاله سوار خودرو میشه و فیروزو صدا میکنه و میگه این دکمه نمیچرخه بیا درستش کن. خاله بهش میگه مخده ای که مادرت سر عقدت بهت بخشید و گفت تا آخر عمرت نگهش کلاهک دودکش استاندارد دار را یادته؟ تمام خانواده دم در قالیشویی منتظر بهروز میمانند که مهم دیدن بهروز مهم گندم تعجب میکنن.

ایندکسر